مجموعه بی نظیر كشتي كج و بكس سری جدید کشتی کچ(به انگلیسی: Professional wrestling) بازی خشن مخصوص به کشور آمریکا میباشد. البته به عقیده برخی از کارشناسان این رشته. کشتی کچ از مبارزه گلادیات
www.parsianstore.ir
در نقد «تا آخر دنيا برايت مينويسم» عنوان شد:
شاعر خود را در برج عاج ذهنش حبس نميكند
به بهرامي شورشي در زبان نياز داريم سرويس: فرهنگ و ادب كتاب 1387/12/04 02222009 12:16:47 871201696: كد خبر خبرگزاري دانشجويان ايران تهران سرويس: فرهنگ و ادب كتاب مجموعهي شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم» سرودهي عليرضا بهرامي روز گذشته (شنبه، سوم اسفندماه) در فروشگاه انتشارات «كتاب روشن» نقد شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عليرضا طبايي در اين نشست با اشاره به سابقهي 50سالهاش در حوزهي شعر و ادبيات، به مطالعهي نخستين آثار شاعراني چون احمد شاملو، مهدي اخوان ثالث، فريدون مشيري، فروغ فرخزاد، يدالله رؤيايي، نصرت رحماني و ديگران، در مقايسهي نخستين دفتر آن شاعران با مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» بهعنوان نخستين اثر عليرضا بهرامي، گفت: اين اثر نسبت به ديگر شاعران در نخستين دفترشان چيزي كم ندارد و كسي كه آغاز كارش با اين مجموعه همراه است، در آينده آثار ارزندهتري عرضه خواهد كرد.
اين شاعر پيشكسوت در ادامه، دربارهي ويژگيهاي شعر بهرامي گفت: بهرامي در حال و هواي غزل امروز نفس ميكشد، ضمن اينكه به سنتهاي پوياي ادبيات كلاسيك هم نظر دارد. از سويي، در غزلهاي عليرضا بهرامي ميتوان با خيلي از ويژگيهاي غزل امروز هم آشنا شد. شاعر در اين مجموعه، بهسوي غزل امروز گرايش دارد؛ هرچند ويژگيهاي آثار كلاسيك را در اثرش رعايت كرده است. آنچه ما در غزل امروز با عنوان ساختارشكني، چندزبانه بودن، تعدد راوي و مسائل ديگر ميشناسيم، در غزل بهرامي، هم هست و هم نيست. هست به اين جهت كه آن ويژگيها به شكل تلطيفشدهاي در غزلهايش هست، و نيست؛ از اينرو كه گرفتار آن گرايشهاي افراطي نميشود.
او از رفتن به سمت استقلال بهعنوان تلاش بهرامي در حوزهي زبان شعرش ياد كرد و با بيان اينكه او ميخواهد شاعر مستقلي باشد، در ادامه افزود: تعليق، ديگر ويژگي غزلهاي بهرامي است؛ درواقع، شاعر تمام ذهنش را براي مخاطب در آغاز غزل رو نميكند. همچنين بهرامي از واژههاي تازه استفاده كرده؛ اما از كلمات بيگانه، كه گاهي براي زبان فارسي خطر به حساب ميآيد و به اعتقاد من، اين جنس واژهها در آثار غزلسرا ميتواند خطر باشد، به شكل اغراقآميزي استفاده نكرده است.
شاعر «شايد گناه از عينك من باشد» اظهار كرد: بهرامي به انسان امروز نظر دارد و در برج عاج ذهنش خود را محبوس نميكند، در محيط بسته نمينشيند تا دربارهي وضعيت انسان قضاوت كند. با توجه به اينكه از تجربههاي دست اول زندگي برخوردار است (اشاره به فعاليت رسانهيي شاعر) سعي دارد حاصل آن تماسها را با زندگي در آثارش منعكس كند.
طبايي در ادامه گفت: استفاده از اوزان بلند در غزلهاي بهرامي، نشان از تبحر شاعر در استفاده از وزنهاي بلند دارد. همچنين غزلهايش ارتباط عمودي دارد و اين موضوع در شعرش به خوبي رعايت ميشود.
اين شاعر پيشكسوت از بهرامي به عنوان «شاعر تعادل» ياد كرد و نگاهش به زندگي را در شعرهايش مسؤولانه دانست.
او سپس دربارهي ضعفهاي نخستين دفتر شعر عليرضا بهرامي گفت: شاعر به جسارت نياز دارد، كه ما جسارت را در اين مجموعه كم ميبينيم؛ البته جسارت نه به معناي اينكه گرفتار خودمحوري شود؛ اينكه افقهاي تازهاي را تجربه كند و در آفاق بالاتري بال بزند و سعي كند بيشتر از حصارهاي غزل كلاسيك بيرون رود.
محمد رمضاني فرخاني نيز از طرح جلد كتاب «تا آخر دنيا برايت مينويسم» كه عكسي از ريكاردو زيپولي عكاس ايتاليايي از طبيعت ايران است، تمجيد كرد و با استناد به شعر «مرگ بيمعني» مجموعه، نكاتي كوتاه را در اينباره گفت و خطاب به شاعر دفتر اظهار كرد: خوشبختي بهرامي در اين بوده كه غزل به سراغش آمده است. سلامت ذوقي شاعر مايهي اميدواري است و از آن حركتهاي عجيب و غريب در شعرش خبري نيست.
اين شاعر در ادامه با انتقاد از نسل شاعران جواني كه نسبت به شعر سادهانگارانه برخورد ميكنند، تأكيد كرد: شعر حاصل است؛ محصول نيست. عدهاي ميگويند غزل شعر زمانهي ما نيست يا ضياء موحد، كه ميگويد به غزل اعتقادي ندارد، چند غزل را در آخر دفتر شعرش منتشر ميكند و ميگويد ما هم از اين كارها ميكرديم؛ خب اگر غزل به درد نميخورد، چرا آمدهاي در مجموعهات گذاشتهاي؟
رمضاني با انتقاد از آشفتگي موجود در حوزهي شعر امروز، تصريح كرد: شعر و كلمه بيارزش شده است. يك نكته هم اينكه شاعران ديروز اگر بزرگ بودند، به ناشر فكر نميكردند.
او در دفاع از غزل، به برخي از جريانهاي شعري انتقاد كرد و با طرح اين پرسش كه چرا ما پس از انقلاب اسلامي شاهد افزايش استفاده از قالب غزل هستيم؛ اما اوج نميگيرد، با مرور اجمالي در تاريخ گذشتهي ايران و حضور فلاسفهاي چون ابن سينا، ابن عربي و ملاصدرا، تصريح كرد: غزل جايي بروز برجستهاي پيدا كرده است كه يك رنسانس يا رستاخيز بوده است. شاعران امروز ما به غزل تنها بهعنوان يك قالب نگاه ميكنند، كه در بهترين حالت، شعرهايي با حس و حال نيمايي را در وزن غزل ميگويند، كه اين غزل نيست؛ غزل ظرفيتها و امكانات خودش را دارد، كه بايد آنها را ديد.
رمضاني دامنهي انتقادش را به شاعران امروز، به مطالعه نكردن آنها كشاند و گفت: ساعتها مينشينيم و دربارهي «زبان» حرف ميزنيم؛ اما از پس خواندن «شاهه» بدون غلط برنميآييم. امروز ديگر افراد فاضل به اندازهي انگشتان يك دست هم پيدا نميشوند.
او همچنين اظهار كرد: بعد از شاعران سبك هندي، ما يك شاعر قدرتمند فارسي داريم، كه آن هم اقبال لاهوري است و اين شاعر زبان مادرياش اردوست؛ اما به فارسي شعر ميگويد، تا اينكه زمان به دوران شعر نو ميرسد و يك حركت تازه آغاز ميشود، كه شاعران دههي 40 را پرورش ميدهد. در شعر بعد از انقلاب، هنوز اتفاقي كه بايد، نيافتاده است؛ چون ما سنگ بزرگي برداشتهايم، كه البته اين سنگ بزرگ نشانهي نزدن نيست.
رمضاني فرخاني در بخشي از صحبتهايش از نشناختن شاعران غزلسزايي مثل نوذر پرنگ و عماد خراساني و از بها دادن بيحد به برخي شاعران انتقاد كرد و استفاده از وزنهاي تعارف توسط شاعري مثل سيمين بهبهاني را كار بزرگي ندانست.
به گزاش ايسنا، همچنين آرش شفاعي در سخناني گفت: بعد از اولين خوانش دفتر «تا آخر دنيا برايت مينويسم»، يك نااميدي توأم با اميدواري در من ايجاد شد. به اين دليل به اثر بهرامي نگاه خاصتري داشتم كه با او علاوه بر جنبه و جاذبهي شاعري، دغدغهي مشترك كار رسانهيي هم دارم و دنبال اين پرسش بودم كه كار رسانه مزاحم كار هنري است يا خير و همواره اين پرسش را دربارهي كساني كه با عنوان مشترك «شاعر خبرنگار» فعاليت دارند، داشتم. اما نااميد شدم از اين جهت كه ديدم شاعر زياد دغدغه و زيست رسانهيياش را در كار بازتاب نداده و خوشحال شدم كه ديدم ميتوان شعر گفت و گرفتار زبان مصرفي و روزمرهي رسانهيي نشد.
اين شاعر و روزهنگار متذكر شد: بهنظر ميآيد بهرامي جريانهاي غزل امروز را رصد كرده و برخي از عناصر تازه را در شعرش تجربه كرده است. او از شيوههاي روايي غزل امروز بهره ميبرد و وزن بلند را در شعرش به كار ميگيرد؛ هرچند آنقدر وزن بلند است كه موسيقي شعر را ميكشد. همچنين جاهايي از رديفهاي نو و قافيههاي تازه در غزلش استفاده ميكند.
شفاعي در نقد «تا آخر دنيا برايت مينويسم» اظهار كرد: به نظر ميآيد در برآيند تجربههاي بهرامي، جز در چند غزل متأخرتر كه به سلامت گذشته است، در اغلب شعرهايش، شاعري را ميبينيم كه شعر بيحادثه ميگويد؛ برخلاف آنكه جناب طبايي معتقد است، او شاعر تعادل است، و علت اينكه شعر بيحادثه ميگويد هم مواجههي خودآگاهانه با شعر است. شاعر با حسابگري و حسابهاي دودوتا چهارتا براي تحقق شعر با شعر مواجه ميشود. درواقع، در شعر او ظرفيت نسبت به رخدادها كم است. شاعر جسارت وارد شدن به جزييات رخدادها را ندارد، كه اين البته به شعر بهرامي مربوط نيست؛ شعر من و بسياري ديگر از همسن و سالان ما هم كموبيش اين ويژگيها را دارد.
او در ادامه اظهار كرد: بهرامي در شعرش درگير كلانروايتهاست و وارد جزييات نميشود؛ در حاليكه با استناد به يكي دو شعرش ميتوان گفت آنجا كه شاعر جسارت ترجمهي احساسش را در شعر دارد و با وارد شدن در اصل خبر و تشريح آن حس و حال، ميبينيم خوب عمل ميكند و البته اين منوط است به اينكه شاعر از برخورد مؤدبانه با زبان دست بردارد.
اين منتقد در پايان گفت: ما به بهرامي شورشي در زبان نياز داريم، كه اينقدر محترمانه با زبان برخورد نكند. در برآيند كلي، «تا آخر دنيا برايت مينويسم» چند غزل خوب دارد كه نقطهي عزيمت شاعر براي رسيدن به ساحت غزلي است كه از او انتظار ميرود.
در پايان اين نشست، عليرضا بهرامي در توضيحاتي گفت: متأسفانه اتفاقهاي خوب در روزگار ما كم ميافتد و من از همين فرصت از دوستانم ميخواهم كه فكري در اين زمينه شود و با برگزاري شبهاي شعر، معياري از شعر خوب را به دست دهيم. فكر ميكنم اين آشفتگيهايي كه اشاره شد، ناشي از نبود الگوي مناسب است و نيز معرفي كردن الگوهاي عجيب و غريب.
او همچنين تصريح كرد: ما در شعرمان گزارشي از وضعيت خود به ديگران و آيندگان ميدهيم و طبيعي است كه با واقعيتها سروكار داشته باشيم. وقتي من در تهران زندگي ميكنم كه آكنده از اضطراب و سرب و تنش و ناهنجاري است، از آب ركنآباد، زيباييهاي گنبد مسجد شيخ لطفالله اصفهان و حوض كاشي نيشابور نميتوانم بگويم. طبيعي است كه شاعر با بهرهگيري از جزيينگري و البته با تعادلي كه آزاردهنده نباشد، شعرش را عرضه كند.
اين شاعر همچنين با تاكيد بر اينكه اصلا درست نميداند دربارهي موارد مطرحشده در نشست صحبت كند، در توضيحي گفت: برخي شعرهاي مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» 13، 14 سال با هم تفاوت زماني دارند. ميتوانم بگويم مجموعهي شعرهاي مورد نظرم در اين دفتر، پنج غزل است، كه در كتاب پخش شده و اگر اين پنج غزل نبود، اين دفتر هم منتشر نميشد؛ اما بهدليل تجربهگرايي كه داشتم، سعي كردم نمونههايي از تجربههاي شعريام را در اين دفتر بياورم.
عليرضا بهرامي در پايان به انتقاد از جريانهايي پرداخت كه در داوريهايشان، قضاوت از پيش تعيينشده نسبت به غزل يا شعر سپيد دارند و گفت: غزل، هم از طرفدارانش ضربه ميخورد و هم از مخالفانش؛ طرفداراني كه به ناهنجارترين شكل در غزل رفتار و فكر ميكنند اينگونه به غزل كمك ميكنند و مخالفان هم كه معتقدند بايد فاتحهي غزل را خواند و غزل، شعر امروز نيست؛ در حاليكه اين نوع نگاهها در نهايت سبب ميشود شعر خوب صدمه بخورد. من نه نمايندگي غزل را دارم و نه نمايندگي نوع خاصي از شعر را؛ بلكه معتقدم شعر خوب و شعر محض بايد مورد توجه قرار گيرد.
شاعران، نويسندگان و روزهنگاراني چون حسن فرازمند، هرمز همايونپور، عليرضا به، محمد وليزاده و يوسف عليخاني از حاضران در اين نشست بودند.
871201696خبرهاي مرتبط:
در نقد �تا آخر دنيا برايت مينويسم� عنوان شد: شاعر خود را در برج عاج ذهنش حبس نميكند به بهرامي شورشي در زبان نياز داريم. سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب 1387/12/04 ... isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1294645&Lang=P -
در نقد تا آخر دنيا برايت مينويسمعنوان شد: شاعر خود را در برج عاج ذهنش حبس نميكند به بهرامي شورشي در زبان نياز داريم. ... www.daneshnews.ir/view.aspx?uid=20497 -
این ارسال در دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 11:07 ق.ظ ویرایش شد. .... از نو برایت مینویسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن! ... فارغ از دنیای عینی اطراف آنان است و همان طور که اشاره کردید در برج عاج ساخته خود به سر میبرند. ... سیمین بهبهانی در دورانی كه شاعران قالب های كلاسیك را صرفاً به عنوان یك تمرین وزنی نگاه می ... book20.mihanblog.com/post/category/20/page/3 - -
مردم و خواست آنان دلیل مشروعیت رأس هرم شد. یعنی آن کس که بر رأس هرم نشسته .... تو شاعر بودی و من شعر را و تو را دوست داشتم و تو مرا که نوجوانکی بودم که ... ۱ ـ برای تو می نویسم پسرعمو. برایت می نویسم که افتضاح کردی و دیگر راه گریزی نداری. ... ماجرای این جهل پابرجا بود تا روز ثبت نام میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای ... emptycup.blogfa.com/ - -
نم نم علاج من نيست ، محكم ببار ، باران ! در چشمه هاي چشمم گل هاي اشك خشكيد ....شاعر به وقت سرودن پرنده شد. بي هيچ بال راهي پرواز مي شود ... جعفر عزیزی: خودکار را برداشتم شعری برایت-. بنویسم آری می نویسم چشم هایت- ... www.s1001.com/poem32.htm - -
مینویسم، تو فراموش بکن، بدیم را و به یاد آر که من، خوب هم بوده ام انگار ... پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور .... خانم شاعر! بسیار زیبا سرودی و این حرف ها که می ماند و ما که می مانیم و این روزها که آفتابی تر خواهد شد . ... چه صبح زيبايي كه با آثار شما شروع شد و چه افتخاري كه به خوانش زيباترين ... www.azadehdavachi.com/2009/09/blog-post_13.html -
غلام شاد شد، بریانی ساخت و پیش او آورد. خواجه بخورد و گوشت به غلام سپرد دیگر روز و گفت .... من و تو در آن دست و پا می زنیم، چند صباح می شود شاعر بزرگ پارسی گوی را محترم داشت؟ ... تکه هایی از "بگذر از نی" را برایت می نویسم شاید "میگند"ها از یادت رفت. ... نه عاج فیل دارد و نه پوست پلنگ بی اعتنا به جیفه ی دنیاست کرگدن ... ali-ohadi.com/guest/khalvat.php?lang=fa&page=28 -
او در 19 دسامبر 2005 دوباره به عنوان بهترین بازیکن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک ... نشانههای ASL _ بیماری خطرناک و علاج ناپذیر دستگاه عصبی _ از چندی پیش در وی مشاهده گردیده بود. ..... سرسبز باشید و پایدار خدانگهدارتانبرایم دعا کنیدمدیر وبلاگ ... من شعر مینویسم از شاعر قدیم شاعری استاد چون فردوسی حکیم ... shiningfaces.persianblog.ir/1386/7/ - -
حرف می زدم، کوچکترین اشاره ای به دیوان شرقی غربی و علاقه ی این شاعر به حافظ و فارسی ... یک جمله اش را برایت می نویسم. بعداً در اینترنت جستجو کن. ..... شدن این سوالات، سومین همسر دومین شاه پهلوی، رسماً به عنوان شهبانو نامیده می شد. ... او فهماند که تو در بالای برج عاج ننشسته ای و آن طورها هم نیست که غیرقابل دستیابی، ... unbewusstheit.blogspot.com/ - -
آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی ... من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی ... كه به نزدش مي رويم تا آن اولي خبر از ماندن تكه ديگر دلمان در نزد ديگري نداشته باشد، حق با شاعر دل كنده از آدم هاست. ... در آخر از سهراب نيم اجازه اي گرفته برايت مي نويسم: ... sabokbaranesahel.blogfa.com/ -