تهران - اصرار ايالات متحده و همپيمانان آن بر درخواست هاي غيرقانوني از ايران با عناوين مختلف و تجربه افزايش جايگاه کشور پس از هر دوره پيشرفت ها در برنامه هسته اي نشان داده است که تنها راه براي تثبيت هرچه بيشتر قدرت جمهوري اسلامي در منطقه تسريع در روند هسته اي شدن است.
|
|
پيشنهاد صريح رئيس جمهور در باره تبادل سوخت و بهانه گيري هاي ايالات متحده و ساير کشورهاي غربي باعث شد بار ديگر نيت واقعي آنها در موضوع هسته اي ايران خود را نشان دهد. آنها در چند ماه اخير با تبليغات فراوان فضا را طوري شکل داده بودند که ايران مانعي بر سر راه هرگونه توافقي بوده و فرمول معاوضه سوخت بهترين راه حل ممکن است؛ اما پس از ارائه اين پيشنهاد توسط جمهوري اسلامي بار ديگر به بهانه گيري روي آوردند.
ژورنال دو ديمانش روز يکشنبه نوشت: آمريکا و آلمان، شک خود را در مورد حسن نيت ايران در توقف منازعاتش با قدرت هاي بزرگ جهان در مورد برنامه هسته اي ايران، پنهان نکردند. "رابرت گيتس" وزير دفاع آمريکا در کنفرانس بين المللي امنيت در "مونيخ" اعلام کرد که دستيابي به توافق ميان غرب و ايران بر سر تبادل اورانيوم را باور ندارد. "گيدو وستروله" وزير امور خارجه آلمان نيز گفت: "دست ما همچنان به سوي آنان دراز شده است و تاکنون اين اقدام بيهوده بوده است و شاهد هيچ نکته اي که نظر ما را تغيير دهد، نبوده ايم."
در طي هشت سالي که از گشوده شدن بحث پرونده هسته اي ايران مي گذرد کشورهاي غربي هيچ گاه به روشني نگفته اند که دقيقا به دنبال چه چيزي هستند و همواره از عبارات مبهمي چون؛ اعتمادسازي، درخواست براي همکاري بيشتر و رفع نگراني هاي جامعه جهاني استفاده کرده اند. فرمول مداليته که در واقع تلاشي براي واضح کردن مطالبات کشورهاي غربي بود نيز پس از آنکه به تاييد ادعاهاي ايران انجاميد جاي خود را به بهانه گيري جديدي به نام مطالعات ادعايي داد.
ترديدي وجود ندارد که ايالات متحده به دنبال "همکاري کامل" از طرف ايران است و همکاري کامل چيزي نيست جز اجراي کامل پروتکل الحاقي، و پروتکل الحاقي نيز نه براي برطرف کردن ابهام ها در برنامه هسته اي ايران بلکه وسيله اي براي پي بردن به توانمندي هاي متعارف نظامي جمهوري اسلامي است.
کشورهاي غربي در هياهويي که پس از دستور رئيس جمهور براي آغاز غني سازي تا سطح 20 درصد آغاز کردند از نگراني جامعه جهاني سخن گفتند. جامعه جهاني را مي توان به دو شکل توضيح داد. نخست بيشتر کشورهاي جهان که با اين نگاه ساده مي توان دريافت جامعه جهاني به هيچ وجه نگراني از بابت برنامه هسته اي ايران ندارد و دوم کشورهاي قدرتمند با تاکيد بر کشورهاي عضو دائم شوراي امنيت. در اين صورت نيز اجماعي در کار نيست و چين و روسيه با غربي ها هم داستان نيستند. اضافه کردن آلمان در اين گفتگوها و تلاش اخير براي افزودن ژاپن نيز بيش از هر چيز نشان دهنده نااميدي آنها از همراهي اين دو کشور و تلاش براي در اقليت قرار دادن آنها با افزودن کشورهاي جديد است.
براي ايالات متحده در مواجه باتصميم ايران براي غني سازي تا سطح 20 درصد سه گزينه متصور است.
1- تصميم ايران را بپذيرد و با يک ايران هسته اي بيش از گذشته کنار بيايد.
2- با تحريم هاي بيشتر براي افزايش اعمال فشار بر ايران تلاش کند.
3- به حمله نظامي روي آورد.
حالت نخست به دليل آنکه با استراتژي کلان ايالات متحده در تناقض کامل است عملي نبوده و به معني هدر رفتن 3 هزار ميليارد دلار هزينه در عراق و افغانستان است. در حالت دوم همراه کردن بيشتر کشورهاي چين و روسيه عملي نيست و حتي متحدان اروپايي آمريکا نيز بيشتر در حرف همراهي مي کنند تا در عمل. گزينه سوم نيز به عملا غيرممکن است زيرا، ارتش آمريکا در موقعيتي نيست که بخواهد جنگ جديدي راه بياندازد و اطلاعات آمريکايي ها از توانايي ها نظامي ايران نيز مبهم و غيردقيق است.
با اين وجود تنها راه حل براي آمريکا که مي تواند به منزله اعاده حيثيت نيز باشد وضع تحريم هاي جديد هرچند در حالت بي اثر آن است. ايده آل ترين حالت براي اين گزينه تصويب قطعنامه اي در شوراي امنيت حتي مانند قطعنامه 1835 براي اعاده حيثيت و باقي ماندن در رقابت است و اين به معني تداوم تنش هاي غرب با جمهوري اسلامي در حالتي است که ايران در کوقعيت برتر قرار گرفته است.
ايران ناگزير است افزايش قدرت ملي خود را با سرعت هر چه بيشتر ادامه دهد و اين تنها راهي است که آمريکايي ها را مجبور مي کند به راه حل همزيستي طولاني مدت با ايران روي آورده و يقين حاصل کنند که ايران در منطقه ماندني است و نمي توان آن را حذف کرد. شکسته شدن خط قرمزهايي که توسط آمريکايي ها براي جلوگيري از افزايش توان بازدارندگي ايران طراحي شده بود هم قدرت جمهوري اسلامي را افزايش داد و هم ثابت شد که ايالات متحده قادر به کاري براي جلوگيري از اين روند پيشرفت نيست و در مقطع کنوني نيز قادر به اقدامي موثري نخواهد بود.
عطا بهرامي